دشمنان تاریخ و فرهنگ ایران در لباس ایدئولوژی

 

 

شایسته نیست و پسندیده نمی باشد ، بیهوده ما ایرانیان با ملک و میهنمان ستیز بورزیم و دشمنی با دیاری کنیم که تار و پودمان ازوست و کینه ورزی با خاک را نشانه فرهیختگی و  فرزانگی دانیم .
طنینهای بیکران زشت و ناهماهنگی شنیده می شود که باطل کننده روزگار زرین ایرانیان است . به تازگی فرهیختگان چپ گرا زیر جامه میهن پرستی در کلاسهای درس به شاگردان می آموزند که تاریخ هخامنشی یک خیالبافیست و نام کوروش یک نام پوشالی است که ملل بیگانه بر ما ساخته اند. و می گویند چو فردوسی بزرگ و سعدی و حافظ  گزارشی ازین نامها نداده اند ،  به سخنان پوچ و توخالی خود صورت واقع می دهند و نرمگونه به هزار دسیسه و نیرنگ رخت حقیقت بر تن دورغ می پوشانند.
به سخنی کوتاه پاسخ این فرهیختگان خردخالی را می دهم . ایران ما این سرزمین گرانبها  ،  دارای سه دوره تاریخیست ، 1- تاریخ کهن یا باستان 2- تاریخ میانی و 3-  تاریخ نو . 
تاریخ کهن : پیش از کوچ اریایی ها 
آغاز و تا دودمان هخامنشی ادامه می یابد که در حقیقت دوره شکوهمند باستانی ایرانیان همین دوره می باشد که شوربختانه با هجوم مورخین غربی و به کمک مقلدان که از یورش مغول و تازش تازیان ویرانگر تر بود ،  این تاریخ بی همتا از پهنه روزگار قدیم به جهان دروغ و افسانه رخت بر بست.  ولی همچنان به همت خدایان ادب این گذشته های دور در ژرفای تاریکی زمان چو ستاره ای فروزشگر پرتوان می درخشند .
دوره دوم از اغاز دودمان کیانی یا هخامنشی آغاز و تا فروپاشی سلسله ساسانی ادامه دارد ، و تاریخ نو نیز از تازش تازیان تا به امروز  است .
پیش از کوچ آریایی ، ایرانمان مهد تمدنی گران به نام کاس یا کاش بوده ، که نامهای کاشان ، کاسب دریای شمال ، کاسیت در میانرودان ، کیش در جنوب ایران  ، کیش در بابل ، کیش در مصر  ، کاشمر ، کاش یا خاش ، غیره ، وامواژهایی از آن دوره می باشند که به دوران دیگر منتقل می شود .  پس ار پراکندگی قوم آریایی ، اقوام فراوانی پا در عرصه تمدن می گذارند و چو رودی روان می شوند تا تمدن را به دوردستها برند ، چون آمور ، هکا و سکا ، هکاد و سلم و تور ، کاش و مدا یا ماد ، اومان یا عمان و آیونی یا یونان ، پرسه ها یا پارس ، پرثه ها یا پارت و........ . ( کا ) به زبان آریایی کهن یعنی برادر ، یار و یاور . و اقوام اریایی با پیشوندهای که ارتباط با نواحی جغرافیایی و تیره و طایفه داشتند ، این نامها را بر اقوام خود می گذارند . 
سخن کوتاه ، در نفرین نامه های مصری و الواح بابلی از قوم هخایی بسیار نام برده شده است ، و حتی پیوند این قوم با سکا ها سلسله هیکسوسها را در مصر بنیان می نهند و سبب فروپاشی دودمان ششم مصر می شوند . در نگاره ای درمصر پیکار میان شاه نارمر نخستین پادشاه مصر از دوره پیش دودمانیان 2500 پیش از میلاد  را با شاه آریایی به نام ( خوروش ) که همان کوروش می باشد نشان می دهد  . ازین رهگذر این امر بر ما هویدا می شود که این نام کهن ریشه  پنج هزار ساله دارد ، اگر بخواهیم مدارک و سند نشان دهیم شاید به یک کتاب هزار صفحه ای نگنجد ولی باید به اندازه دامنه همان  مقلدین مورخ نما توضیح و تفسیر داد ، و باید بدانند در آثار الباقیه ابوریحان بیرونی ، تاریخ کامل ابن اثیر ، سیر و الملوک طبری ، مروج الذهب مسعودی ، ذوالقرنین ابوالکلام آزاد ، گفته های هرودت و کتزیاس تا هِرتل و نُلدِکه و هرتسفلد ، نام  ( کی روش یا کیروش )امده که کی نشا نه کوی یا دودمان کیانی است  . 
باید به آن دوست چپی که عمری در وادی چپ قلم می زده و حال می خواهد راست بنویسد و وقیحانه می خواهد پیشینه به ما یاداوری کند باید گفت  ، دوست عزیز که بی خبر و نااگاهی ، همان خدایان شما ،  لنین و تروتسکی  دوستانش نام روسیه را به نام شوروی که واژه آریایی است دگرگون کردند، نام شوروی در پیوند با دو واژه آریایی    شو + ریش یعنی نیک  +  سرزمین = سرزمین تابنده و نیک می باشد . 
تاریخ ایران خیالبافی نیست که شما بتوانید به آسودگی  براین سند زرین ،مهر لغو و باطل زنید.

من پیشینه دارم ، پس هستم

/ 0 نظر / 21 بازدید