خیانت به شاه و میهن با دستور انگل ایس!!!

روزنامه های آلمان در شماره های 15 جولای 1941 خود (شش هفته پیش از تعرض نظامی انگلستان و شوروی به ایران) و به گمان اینکه هشدار آنها به گوش رضاشاه برسد نوشته بودند که انگلستان علیه ایران دست به توطئه چینی زده و دولت تهران نباید فریب اظهارات «اسمیرنوف» سفیر دولت مسکو و «ریدرز بولارد» سفیر دولت لندن را بخورد که شایعه احتمال حمله نظامی به ایران را دروغ و نادرست اعلام کرده بودند. این روزنامه ها (ظاهرا به اشاره دولت برلین) افزوده بودند که انگلستان در حال انتقال نیروی نظامی از هند به مرزهای غربی ایران (مرزهای عراق با ایران) است و چرچیل این موضوع (اقدام خود) را به روزولت رئیس جمهور امریکا هم خبر داده است. (آمریکا هنوز وارد جنگ جهانی دوم نشده بود). روزنامه های آلمان به ایران هشدار داده بودند که برای برخورد با وقایع آتی، خودرا آماده کند و افزوده بودند که مسکو و لندن نیروی قابل ملاحظه برای مصاف با ایران را ندارند زیرا که واحدهای شوروی در زیر ضربات آلمان قراردارند و نظامیان انگلستان در منطقه مدیترانه و شمال آفریقا درگیر هستند. 
     هدف روزنامه های آلمان، اطلاع یافتن رضاشاه پهلوی بود تا چشم و گوش خود را باز کند، آماده باش نظامی اعلام و مراقب اطرافیان و مقامات دولتی و نظامی باشد و افراد مورد سوء ظن را، ولو موقتا، کنار بگذارد. از آنجا که رضا شاه سازمان اطلاعاتی وفادار و مستقل از دولت نداشت و زبان دیگری را (جز پارسی) نمی دانست، و تنها از طریق مقامات دولتی مربوط از نوشته های مطبوعات سایر کشورها ـ آن هم به اختصار آگاه می شد، آن هشدار ـ عمدا و یا سهوا ـ به گوش او نرسید که ایران قربانی خیانت چند نظامی ارشد و دولتمرد شد و بدون مقاومت چشمگیر به اشغال نظامی بیگانه درآمد که آثار این اشغال ادامه داشته است. به نوشته افرادی که در طول تبعید رضاشاه در جزیره ای در اقیانوس هند و نیز آفریقای جنوبی اظهارات و خاطرات اورا شنیده و نقل کرده اند، وی بی اطلاع بودنش از هشدار روزنامه های آلمان را بیان کرده و گفته بود که اگر از این هشدار اطلاع حاصل کرده بود مراقبت بیشتری می کرد و سرگردهارا در فرماندهی لشکرها و تیپ ها بر جای ژنرالها می نشانید که آلودگی سیاسی نداشتند.

 


    

دستگاههای اطلاعاتی وقت عبارت بود از رکن دوم ستاد ارتش (اطلاعات ارتش) و اطلاعات شهربانی (پلیس). رئیس اطلاعات ارتش (رکن ـ 2) یکی از مقاماتی بود که در شهریور 1320(بدون اطلاع شاه وقت) دستور محرمانه مرخص شدن نظامیان از پادگانهارا صادر کرده بود، حال آنکه که رضاشاه فرمان بسیج و آماده باش و دفاع داده بود.

نکته قابل توجه اینکه محمد علی فروغی نخست وزیر و همچنین سرلشگر احمد نخجوانی وزیر دفاع به دستور و هماهنگی انگلستان برنامه خلع سلاح ارتش و همچنین انحلال ارتش و خالی کردن پادگان ها را برنامه ریزی می کند و برنامه بعدی حمله ارتش نیمه جان  روس و انگلیس  را وارد ایران می کنند و با این کار رضا شاه را خلع سلاح و تبعید می کنند و به خیال خود ایران را از دست متفقین نجات می دهند که برعکس متفقین تمام مواد غذایی ایران را برای جنگ غارت می کند و قحطی میلیون ها ایرانی بیگناه را می کشد انگلیس و روس ایران را دوباره بین خود از شمال تا جنوب تقسیم می کنند تا سالهای زیادی اختیار نفت و تمام میادین نفتی به دست انگلیسی ها می افتد و روسها به فکر تجزیه شمال بودند کشور بی دفاع می شود تجاوز به زنان و دختران توسط روس و انگلیس انتقال تمام کارخانه های اسلحه سازی زمان رضا شاه به روسیه از دیگر فواید تفکرات روشنفکرانی چون فروغی خائن و نخجوانی خائن بود مسیر تاریخ دوباره بر علیه ایران و ایرانی پیش رفت.

 

 

/ 1 نظر / 38 بازدید